۱
لب بگشایی
گره
به کارم
افتاده تر می شود
تو!
طعم لرزش تورپیری
که با زیرخندی مردد
به ماهی/ گیر داده ای
۲
شب ! می درد از شب
فردا
شود
اگر! عیان
تفسیر سرخ چهره را
چگونه
زرد
تعبیر کند
۳
دل دیوانه ی من
رام شد از آمدنت
تا حریفان
نگویند
که چرا؟
از صدف بسته برون آمده ای
۴
گویند:
که نسیم نفس ات
قاصد گل هاست
جانا !
دل من...
برگ خزان است
تو
چرا؟
باد وزانی
۵
دو سه تا اشک
چکید/از غزلم راه افتاد
خنده ی خیس مرا
زلزله ی
شهر نگاهت
زیر آوار انداخت
+ نوشته شده در ساعت توسط
|